چطور فرزندمان را با احساسات خود آشنا کنیم؟
یکی از مهمترین ارتباطی که هر فرد در زندگی خود تجربه میکند، ارتباط با خود است. زمانی که این ارتباط اصلاح شود، سایر ارتباطهای فرد نیز بهبود مییابد. ارتباط با خود به فرد امکان میدهد تا زندگی خود را با آگاهی بیشتر و با توجه به اهداف و ارزشهای خود بهبود دهد. این نوع ارتباط در بهبود کیفیت زندگی و رسیدن به موفقیتهای شخصی و حرفهای بسیار تأثیرگذار است.
ارتباط با خود به معنای فرآیند تفکر، تحلیل و تعامل با افکار و احساسات خود میباشد. این نوع ارتباط به توجه و آگاهی از خود درون، درک احساسات و افکار خود و مدیریت آنها اشاره دارد. در قدم اول شناخت و ارتباط با خود آگاهی از احساسات و افکار خود است. توانایی شناخت و تشخیص احساس خود از شادی و علاقهمندی گرفته تا عصبانیت، ترس یا غم… . آگاهی از احساسات به فرد این امکان را میدهد تا به مدیریت احساسات خود بپردازد.
شناخت احساسات و مدیریت آن جزء مطالب بسیار مهمی است که باید به هر کودکی آموخت. ابتدا از طریق بازی او را با احساسات مهم و اصلی شادی، غم، ترس، عصبانیت، تعجب آشنا میکنیم. حتی میتوان موقعیتهایی را برای کودک تعریف نمود تا کودک احساس مورد نظر را حدس بزند به طور مثال خرگوش کوچولو بعد از کلی گشتن توپش را پیدا کرد… حالا خرگوش ما چه احساسی دارد؟ و یا فیل کوچولو بدون اجازه خوراکی برادرش را خورده، برادرش چه احساسی دارد؟ برای انواع احساسها میتوان این موقعیتها را تعریف کرد و اینکه هر احساس با کدام حالت چهره همخوانی دارد. فرد شاد چه شکلی است؟ فرد غمگین یا عصبانی چطور؟ زمانی که کودک با این احساسات در خود و دیگران آشنا شود، میتواند به بهترین شکل ممکن با دیگران ارتباط برقرار کند. کودکانی که احساسات خود و دیگران را درک میکنند، گفتگوها و ارتباطات مؤثرتری با دیگران برقرار میکنند.
علاوه بر آن آگاهی از احساس توانایی مدیریت بهتر آن را میدهد. فرد با شناخت خود میآموزد که در مواجهه با احساسات منفی خود آنها را سرکوب نکند. ابتدا آن را میپذیرد. دلیل آن را پیدا میکند و به دنبال بهترین راهحل برای بهبود آن مسئله باشد. چنین فردی در مواجهه با احساسات منفی دیگران نیز سریع واکنش نشان نمیدهد و تلاش میکند به نگاه همه جانبهای در مورد مسئله برسد و قضیه را از نگاه طرف مقابلش ببیند. این فرایند او را به جایگاه همدلی با دیگران میرساند.
در ارتباط با کودک با پرسیدن سؤالات هدفمند میتوان او را ابتدا به سمت درک خود و احساساتش و سپس همدلی با دیگران جهت داد. سؤالاتی مثل الان چه احساسی داری؟؟ چه اتفاقی افتاد؟ خیلی ناراحت… شدی؟ میخوای با هم فکر کنیم که حالا چکار میشه کرد؟
جنبه دیگری از ارتباط با خود شناخت عمیق تفکرات، اعتقادات و ارزشهای خود است. هر کس میتواند با طرح سؤالاتی از خود به درک بسیار عمیقتری نسبت به خودش برسد و ارزشها و اولویتهای خودش در زندگی را مورد ارزیابی قرار دهد. اینکه نگاه و نگرش او به دنیا و انسانها چیست، کشف جایگاه و هدف خود در زندگی و رسالتی که قرار است به انجام برساند، عمق بسیار زیادی به زندگی او میدهد و او را از پوچیها و روزمرگیها رها میکند. با صحبت با فرزند خود میشود از تفکرات و باورهای او آگاه شد. و اگر فکر یا باور نامناسبی در او یافتیم از طریق داستان و یا بازی و … میشود آن را اصلاح نمود. مثلا بیان داستان از کودکی که با وجود کوچکتر بودن اما با کسب مهارت یا شجاعت توانسته نسبت به حریفش برتری پیدا کند.
از همان کودکی با برجسته کردن ارزشها و اولویتهای صحیح در زندگی میتوانیم مهارت تصمیمگیری و حل مسئله را در او تقویت کنیم. کودکی که ارزشهای مشخصی دارد در برخورد با دوراهیها یا چندراهیهای زندگی قدرت انتخاب بهتری دارد و میتواند مسائل خود را به نحو مؤثرتری حل کند.
لازمه ارتباط خوب با خود این است که فرد خود را ارزشمند و دوستداشتنی بداند. در ارتباطمان با کودک بسیار ضروری است که با او به نحوی رفتار کنیم که خود را جذاب، خواستنی و ارزشمند بداند.
کودک در ارتباط خود با والدین یک تصویر ذهنی از خودش میسازد که روانشناسان به آن خودپنداره میگویند. خودپنداره تمام درک و احساسی است که فرد نسبت به خودش دارد. به عبارت دیگر ارزشیابی کلی فرد از شخصیت خودش را خودپنداره مینامند، که میتواند منفی یا مثبت باشد. به باور اندیشمندان قسمت عمده ویژگیهای شخصیتی، منش و خصوصیات رفتاری هر فرد بسته به تصویری که از خود دارد، است. اگر این تصور از خود مثبت باشد، کلید رشد و سازندگی فرد است.
برشی از کتاب ارزشمند «معجزه ارتباط» جهت تهیه کتاب مبلغ 158 هزار تومان + 50 هزار تومان هزینه ارسال به شماره کارت 5892101403205343 واریز و پس از ارسال فیش واریزی به شماره 09105623985 کتاب به آدرس شما ارسال خواهد شد.
