چطور از آسیب‌های جنسی در فرزند پیشگیری کنیم؟

برخی ویژگی‌های شخصیتی وجود دارند که با پرورش آن در کودکان سبب مصون ساختن آنان در برابر آسیب‌ها و انحرافات جنسی خواهیم شد.

استقلال شخصیتی

در همه کتاب‌هایم راجع به این اصل مهم صحبت کرده‌ام. کودک را به گونه‌ای تربیت کنید که تابع دیگران نباشد. افرادی که دارای استقلال شخصیتی هستند، توانایی فکر کردن و تصمیم‌گیری مستقل را دارند. آن‌ها تحت فشار جامعه و اطرافیان رنگ عوض نمی‌کنند. از آنجایی که رفتار و سبک زندگی خود را آگاهانه و از روی شناخت انتخاب کرده‌اند، فشار محیط بر آنان کمرنگ است. آنان ترسی از قضاوت دیگران ندارند. البته همواره تلاش می‌کنند آموزش ببینند و با دقت بهترین‌ها را انتخاب کنند و همواره درصدد اصلاح خود هستند. اما تعارف و رودربایستی ندارند و به خاطر دیگران از تصمیمات خود برنمی‌گردند. مجموعه آسیب‌های جنسی به خصوص در دوره نوجوانی به این علت است که فرزندان  تابع محیط و همسالان خود هستند و هر پیشنهادی را می‌پذیرند. پس تا می‌توانید احساس ارزشمندی را در آنان بالا ببرید تا بیشتر از قبل به هویت مستقل برسند. کودکان مستقل برای تصمیمات و انتخاب‌ها و زمان خود و دیگران ارزش قائل هستند و کاری را که اولویت و اهمیت دارد، انجام می‌دهند و به دیگر موارد نه می‌گویند. به پیشنهادات دوستان خود ابتدا فکر می‌کنند و پس از ارزیابی قبول یا رد می‌کنند. این مطلب جلوی بسیاری از انحرافات دوره نوجوانی را می‌گیرد. اگر کودکی مدام تحقیر شود، سرزنش شود بیشتر از دیگران تابع همسالان خود است. فرزندان مستقل، خودکنترلی بالایی نیز دارند و در خیلی موارد به خودشان نه می‌گویند. با وجود کارهای مهمتر به کارهای کم اهمیت نه می‌گویند. شاید گاهی دلشان می‌خواهد کاری انجام دهند اما اگر آن کار با تعهداتشان در تناقض باشد، به خود نه می‌گویند. کودک خود را تشویق کنید تا کارهای خود را مستقل انجام دهد و به مرور در تصمیم‌گیری‌ها و سایر انتخاب‌هایش خودش معیارها را بسنجد و شخصا تصمیم بگیرد. به جای گفتن راه‌حل‌ها به فرزندان معیار انتخاب بدهید. با افزایش آگاهی در کودکان، انتخاب‌های عاقلانه‌تری خواهد داشت. بی‌توجهی زیاد به نیازهای کودک خصوصا در سنین پایین باعث ایجاد حقارت در فرزند می‌شود. مثلا کودکی خسته یا گرسنه است و گریه می‌کند اما والدین هر کدام به کار خود مشغولند و توجهی به کودک نمی‌کنند. در مقابل حمایت زیاد از کودک نیز باعث وابستگی شدید در کودک می‌شود. والدینی که تمام کارهای کودک را انجام می‌دهند و نمی‌گذارند کودک با کوچک‌ترین سختی یا چالشی مواجه شود نیز باعث ایجاد احساس حقارت در کودک می‌شوند. زمانی که کودک از پس کارهای عادی و روزمره خود برنیاید، هویت مستقل او خدشه‌دار می‌شود. اضطراب‌های شدید والدین، بایدها و نبایدهای زیاد و گذاشتن قانون‌های فراوان به شدت به کودک احساس منفی می‌دهد. بخصوص در سنین اولیه کودک والدینی که به خاطر اضطراب خود شدیدا به کودک امر و نهی می‌کنند. پیام منفی رفتار آن‌ها این است که تو نمی‌فهمی و ارزشی نداری. سرزنش‌، بدگویی از کودک، اهانت، تحقیر و لحن کلام منفی به کودک احساس بی‌ارزشی می‌دهد. مثلا پشت تلفن می‌گوییم: “نمی‌دونید این بچه چه آتشی می‌سوزاند!” سختگیری‌های بیش از حد والدین و کمالگرایی آنان و نیز توقعات بالا به احساس ارزشمندی کودک آسیب می‌زند. مثلا به کودک می‌گوییم: “این همه پول خرج مدرسه‌ات کردیم، این چه نمره‌ایه!!!” حس بد دادن به کودک در مورد ظاهرش نیز باعث تخریب حس ارزشمندی کودکان است. مثلا “این چه قیافه‌ای داری؟! چقدر چاق یا لاغری؟!” با ترک این رفتارها و افزایش حس ارزشمندی در فرزندان، زمینه را برای مصونیت آنان در برابر انحرافات دوران نوجوانی فراهم ساخته‌ایم.

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس به معنای باور و اطمینان فرد به توانایی‌ها، ارزش‌ها و قابلیت‌های خود است. وقتی فرزند اعتمادبه نفس داشته باشد، به خوبی از خود و مهارت‌هایش آگاه است و به این باور رسیده که توانایی مقابله با چالش‌ها و دستیابی به اهدافش را دارد. این باور عمیق به خود نه تنها کیفیت زندگی او را بهتر می‌کند‌ بلکه زمینه‌ساز پیشرفت‌های فردی، اجتماعی و خانوادگی او نیز می‌شود. افرادی که اعتماد به نفس دارند، رضایت بیشتری را در زندگی تجربه می‌کنند. این احساس رضایت از خود و توانایی‌هایشان باعث می‌شود که در موقعیت‌های مختلف زندگی با آرامش بیشتری برخورد کنند و از دستاوردها و داشته‌هایشان لذت بیشتری ببرند. این خودباوری در هر مرحله از زندگی به آنان احساس ارزشمندی و موفقیت می‌دهد، حتی زمانی که با مشکلات و چالش‌ها مواجه می‌شوند. افراد با اعتماد به نفس هنگام مواجهه با مسائل خود را نمی‌بازند و تمرکزشان بر راه‌حل‌هاست. این آرامش آن‌ها باعث حل بهتر مسائل می‌شود و آن‌ها با تکیه بر حمایت پروردگار و تجارب گذشته خود می‌دانند که قادرند هر مسئله‌ای را حل کنند و هیچ‌گاه جای نگرانی نیست. حتی اگر خودشان قادر به حل مشکل نباشند می‌توانند از افراد متخصص و دلسوز کمک بگیرند. افراد با اعتماد به نفس در هنگام مواجهه با مشکل انعطاف‌پذیرند. آن‌ها مسئله را به دقت بررسی می‌کنند و از آنجایی‌که آرامش دارند، به راه‌حل‌های خلاقانه و مؤثرتری نیز می‌رسند. آن‌ها از مسائل فرار نمی‌کنند بلکه آن را حل می‌کنند و نیز آموخته‌اند که اشتباهات خود را که منجر به ایجاد چالش شده تکرار نکنند. افراد با اعتمادبه نفس در زندگی منتظر تأیید بیرونی نیستند. آن‌ها انگیزه خود را از درون می‌گیرند. زمانی که با بررسی برای خود هدف یا وظیفه‌ای تعیین کردند، با حرف‌های دیگران دلسرد نمی‌شوند و به تلاش برای رسیدن به هدف خود ادامه می‌دهند. آنان ارزش‌های خود را به دقت شناخته و انتخاب کنند و معیار انجام کارها و تصمیمات آنان در زندگی ارزش‌های آنان است. این افراد هیچ وابستگی به بیرون ندارند  و همه چیز را از خود و پروردگار می‌خواهند. به فرزند خود کمک کنید با شناخت استعداد خود و متناسب با علایق خود، مهارتی کسب کنند و احساس می‌توانم را در خود تأیید کنند. با این کار اعتماد به نفس را در فرزند خود به شدت تقویت کرده‌اید. در دوره تربیت فرزند معجون خوشبختی برای فرزندم[1]، یکی از سرفصل‌های مهم ارائه شده اعتماد به نفس فرزندان است. در این دوره آفلاین کامل در مورد راه‌های افزایش اعتماد به نفس فرزندان صحبت کرده‌ایم. یکی از راه‌های افزایش اعتماد به نفس فرزندان این است که او را تشویق به ادامه دادن کنیم. اگر ورزش یا هنر و یا پروژه‌ای را شروع کرده، تشویقش کنیم که آن را ادامه بدهد و کامل کند و همواره به این فکر کند که چگونه می‌تواند اوضاع را بهتر کند. با افزایش مهارت‌ها در فرزند حس خودباوری و توانمندی را در او افزایش داده‌ایم.

تاب‌آوری و صبوری

چقدر فرزندان‌مان را صبور بار می‌آوریم. چقدر استقامت را در آن‌ها پرورش می‌دهیم. فرزندان برای مدیریت رفتار و به بند کشیدن غریزه جنسی نیاز به شخصیت‌هایی خودکنترل و تاب‌آور دارند. آدم صبور خود را در برابر ناکامی‌ها و ناملایمات و سختی‌ها حفظ می‌کند. راهکار اساسی صبور بار آوردن کودکان این است که همه خواسته‌های کودک را برآورده نکنید. برخی از خواسته ها را با فاصله زمانی به کودک بدهید به این ترتیب خصلت صبوری را در او افزایش داده‌اید. در اینجا تمایز قائل شدن بین نیاز و خواسته بسیار مهم است. نیاز تمام آن چیزی است که کودک برای رشد همه جانبه خود به آن نیازمند است. مثلا نیاز به خوراک، مسکن، حس امنیت، احترام، رشد و پیشرفت که باید تا حد ممکن بلافاصله برآورده شوند. خواسته اما تمایلات و علایق فرزندان است مثل درخواست بستنی، اسباب بازی خاص و…. در برآوردن خواسته‌های کودک باید جانب اعتدال رعایت شود. برخی خواسته‌ها اصلا برآورده نشوند، برخی با فاصله زمانی به کودک داده شوند و برخی بلافاصله به کودک داده شوند. مثلا از هر 9 خواسته فرزند سه تا را بلافاصله به او بدهید، سه تای دیگر را با فاصله زمانی و 3 مورد را هرگز به او ندهید. تجربه شخصی من زمانی بود که دخترم خردسال بود، هر زمان خواسته‌ای داشت که نمیخواستم همان موقع آن را تهیه کنم به او می‌گفتم عزیزم در تقویم و روی برگه تاریخ تولدت آن را بنویس. حتی زمانی که مدرسه نمی‌رفت و سواد نوشتن نداشت می‌گفتم عکس آن را در برگه تقویم بکش. او مثلا عروسک یا خط‌کش خاصی می‌خواست و عکس آن را کشیده بود و ما به مرور هر زمان می‌خواستیم به مناسبت‌های مختلف چیزی برایش بخریم به لیست او نگاه می‌کردیم و یکی از آن‌ها را برایش می‌خریدیم. با این کار دخترم بسیار حس خوبی داشت و از اینکه به خواسته‌هایش می‌رسید خوشحال بود. البته به بعضی از خواسته‌هایش مثل داشتن یک اتاق شخصی با کلی وسایل صورتی رنگ هرگز نرسید.

 

مسئولیت‌پذیری

هر چه مسئولیت‌پذیری در کودکان بیشتر باشد، احساس توانمندی و ارزشمندی در آنان بالاتر می‌رود و به نوعی باعث ایجاد مصونیت آنان در آینده می‌شود. برای افزایش مسئولیت‌پذیری در فرزندان از همان کودکی اجازه دهید کودک کارهای شخصی خودش را خودش انجام دهد. به مرور زمان و بزرگتر شدن فرزند مسئولیت‌های بیشتری به او بدهید.[2]

مهارت نه گفتن و رفتار جرئتمندانه

به یاد داشته باشیم که نه گفتن یک هنر است. آیا فرزند ما شجاعت دفاع از حق خودش را دارد؟ برخورد انفعالی در فرزندان را جدی بگیرید. وقتی فرزند ما از یک منِ قوی و خودِ ارزشمند برخوردار باشد، می‌تواند با تکیه بر آن در مقابل انحراف‌ها، اعتیاد و کارهای خلاف مقاومت کند. با آموزش رفتارهای شجاعانه مثل نه گفتن باعث افزایش اعتماد به‌ نفس، تقویت روابط اجتماعی و احساس رضایت و آرامش‌ خاطر بیشتر کودک می‌‌شوید. علاوه بر این فرزند با کسب مهارت نه گفتن در برابر آسیب‌های اجتماعی در امان است. این مهارت برای کودکان پرخاشگر و کم‌رو، مضطرب و کودکان دارای وسواس فکری و عملی، لکنت زبان، نقص در گفتار و کودکان دارای فوبیا مفید است. شجاع بودن یعنی فرد به این باور می‌‌رسد که باید برای حقوق خویش و دیگران ارزش قائل باشد. رفتار شجاعانه یعنی رفتاری که کودک به دیگران احترام می‌‌گذارد و حقوق آن‌ها را در نظر می‌‌گیرد و علاوه بر آن خواسته‌های خود را نیز بیان می‌‌کند. شجاعت به فرد یاد می‌‌دهد که توانایی درخواست و ابراز احساسات خود را به‌طور منطقی و جامعه‌پسند داشته باشد. با رفتاری توأم با احترام و بدون زیر پا گذاشتن حقوق دیگران به خواسته‌هایش برسد. باید به او آموزش بدهید که قرار نیست همیشه دیگران از او راضی باشند، همچنین باید یاد بگیرد که با آرامش‌خاطر و بدون احساس گناه نه بگوید. البته رفتار شجاعانه با پرخاشگری، دعو،ا ناسزاگویی و کتک‌کاری متفاوت است. وقتی به کودکتان نه می‌‌گویید دلیل آن را هم برایش توضیح دهید. از کودکی به فرزند خود بیاموزید هر جا نپسندید و دوست نداشت راحت نه بگویید. متأسفانه در بسیاری موارد والدین رفتار جرئتمندانه را در فرزند خود خفه می‌کنند. والدین نظرات خود را به کودک تحمیل می‌کنند یا او را مجبور به انجام رفتارهایی بر خلاف میلش می‌کنند. دلیلی که افراد در نوجوانی و بعد آن قادر نیستند مانع تعرض به خود شوند، یا حتی جرأت نمی‌کنند آن تعرض را به کسی بگویند، همین نداشتن مهارت نه گفتن است. و متأسفانه به همین دلیل برخی تعرض‌ها ادامه‌دار می‌شود. مراجعینی از این قبیل کم نیستند که به خاطر ترس سال‌ها به این تعرض تن داده‌اند!

مهارت نه گفتن را از طریق بازی و قصه می‌توان به کودک آموخت. در کتاب اولم بازی‌هایی معرفی کرده‌ام که از طریق آن‌ها این مهارت را با فرزند خود تکرار و تمرین نمایید. همواره به کودک خود حس حمایت دهید و بگویید که در هر شرایطی پشتیبان او هستید.

تفکر و عاقبت اندیشی

تفکر به معنای کنار هم قرار دادن معلومات برای رسیدن به کشف مجهول است. همیشه تفکر با سؤال آغاز می‌شود. و نیز تفکر به معنای فرآیند تحلیل، ارزیابی و پردازش اطلاعات به منظور تصمیم‌گیری و حل مشکلات است. تفکر به افراد کمک می‌کند‌ قبل از هر صحبت، انجام کار و یا گرفتن تصمیمی راجع به دلیل و چرایی آن کار بیندیشند. نحوه انجام آن را بررسی کنند و به عاقبت آن صحبت، رفتار و انتخاب نیز توجه کنند. این تفکر جلوی پشیمانی‌ها و بحران‌های زیادی را در زندگی فرد می‌گیرد. افراد متفکر برای انجام کارهای خود دلایل محکمی دارند. آن‌ها در هر تصمیمی به مزایا و معایب هر جنبه فکر می‌کنند و پس از ارزیابی و دقت بهترین انتخاب را دارند. افراد متفکر آگاهانه زندگی می‌کنند. این افراد وابستگی به نظر دیگران ندارند. با نظر منفی دیگران نسبت به انتخاب خود دلسرد نمی‌شوند، زیرا دلایل محکمی برای انتخاب‌های خود دارند. این افراد ترسی از شکست ندارند. آنان قبل از تصمیم‌گیری همه جوانب و مزایا  و معایب را در نظر گرفته و با دید باز انتخاب می‌کنند، اما اگر باز هم انتخاب‌شان درست نباشد غمگین و افسرده نمی‌شوند. بلکه آن را تحلیل می‌کنند. چه اتفاقی افتاد؟ علل بروز آن چه بود؟ چطور می‌شد از آن پیشگیری کرد؟ و دفعه بعد چطور بهتر عمل کنم؟ اینها سؤالات طلایی برای اصلاح اشتباهات است. آن‌ها با شناخت نقاط قوت و قابل بهبود، نیازها و خط قرمزهای خود و اطرافیان تصمیم‌های مؤثرتری می‌گیرند. آنان نه تنها از بروز چالش‌های بسیاری جلوگیری می‌کنند، بلکه زمینه رشد و پیشرفت برای آنان بسیار فراهم است. تفکر عمیق و تحلیلی به افراد این امکان را می‌دهد که قبل از ایجاد مسائل آن‌ها را پیش‌‍‌بینی کنند و با اتخاذ راه‌حل‌های مناسب آن را ساماندهی نمایند. این نوع تصمیم‌گیری به آن‌ها کمک می‌کند‌ از عواقب ناخواسته مشکلات پیشگیری کنند.[3] تفکر و کسب تجربه از شکست‌ها، توانایی فرد را در روبرو شدن با مسائل آینده چند برابر می‌کند‌. برای رشد و پیشرفت در زندگی خیلی نیاز به انجام کارهای خاص و خواندن کتاب نیست. همین تفکر در مورد اشتباهات و تفکر در نحوه درست انجام کارها، فرد را به بلوغ عقلی و پختگی می‌رساند. از آنجاییکه اتفاقات، بسیار در زندگی ما تکرار می‌شوند، فرد در مواجهه با مسائل مشابه بعدی عملکرد بهتری می‌تواند از خود نشان بدهد. در کتاب اولم هر مهارت یک بازی جادویی بازی‌هایی برای تکرار و تمرین این مهارت ارزشمند ارائه شده است. کوتاه اینکه کودکان در شما ببینند هر زمان پیشنهادی به شما می‌شود، راجع به آن فکر می‌کنید، مشورت می‌گیرید و پس از ارزیابی تصمیم می‌گیرید. و یا اینکه فرزند خود را در معرض تصمیم‌های مختلف قرار دهید. مثلا بگویید آخر هفته قرار است به مسافرت برویم، به نظر شما کجا برویم؟! چه وسایلی همراه خود ببریم؟! آیا مادربزرگ را نیز همراه خودببریم؟! با طرح این سؤالات قوه تفکر را در کودک خود فعال می‌کنید و کودک می‌آموزد که هر پیشنهادی به او شد را در جا نپذیرد، بلکه فکر کند، عاقبت آن را بسنجد، اگر نمی‌داند از دیگران مشورت بگیرد و سپس رد یا قبول کند.

آزادمنشی

یعنی فرزند بیاموزد روی افکار و رفتارهای خود تعصب بیجا نداشته باشد. اگر فرزندی با این خصلت بزرگ شود حتی دچار انحراف هم که بشود، اشتباه خود را می‌پذیرد و از مسیر نادرست برمی‌گردد. مثلا می‌گوید من امروز دچار فلان اشتباه شدم مثلا فیلمی که غیر اخلاقی بود را تماشا کردم، اما الان تصمیم می‌گیرم که برگردم و این اشتباه را تکرار نکنم. اما فرزندی که روی رفتارهای خود تعصب دارد، حاضر نیست رفتار غلط خود را کنار بگذارد و همواره توجیهی برای آن می‌تراشد. مثلا می‌گوید “کاری نکردم که، فقط یه فیلم دیدم، تو این زندگی یعنی حق یه فیلم دیدن رو هم ندارم…” برای آموزش این رفتار از خود آغاز کنید. هر گاه متوجه اشتباه خود شدید، عذرخواهی و جبران کنید و تلاش کنید اشتباه خود را تکرار نکنید. مثلا بابت اینکه عصبانی شدید و سر فرزندتان داد زدید از او عذرخواهی کنید. با پیشنهاد بازی دلخواه فرزندتان تلاش کنید رفتار منفی خود را جبران نمایید. به یاد داشته باشید که هرگز اشتباهات خود را توجیه نکنید.

 

حیا و عفت

اگر فرزند از کودکی با این خصلت پسندیده بزرگ شود، جلوی بسیاری از انحرافات و آسیب‌های جنسی را در سنین بالاتر می‌گیرد. حیا یعنی فرد شرم کند برخی رفتارها را انجام دهد یا بعضی حرف‌ها را بگوید. خوب است کودک به گونه‌ای بار بیاید که گفتار و رفتار خود را به نحوی قرار دهد که مورد تأیید عقلا باشد. از کودکی در حضور پدر و مادر، معلم و سایرین ادب را رعایت کند و با بزرگتر شدن خدا را ناظر بر هر لحظه خود ببیند و در گفتار و رفتار خود دقت به خرج دهد. بزرگترین عامل ایجاد حیا، دقت و ادب والدین در گفتار و رفتارشان است. هر چقدر والدین بیشتر بر پوشش خود دقت داشته باشند و هر لباسی را نپوشند، فرزند حیا را بهتر می‌آموزد. والدینی که در حضور فرزندان هر شوخی نمی‌کنند یا حتی زمانی که دیگران گفتار یا شوخی نامناسبی دارند محل را ترک می‌کنند، این ادب و حیا را به فرزند خود نیز می‌آموزند. بسیار مهم است والدین هر فیلم یا هر صحنه‌ای را نبینند یا مواقعی که فیلم رومانتیک و احساسی می‌شود، چشم‌های خود را ببندند یا خود را مشغول چیزی دیگر کنند، اینگونه حیا و عفت را به فرزندان خود می‌آموزند. بی‌حیایی والدین جزو عوامل مهم انحرافات جنسی فرزندان است. حتی والدینی که در خفا از دایره عفت خارج می‌شوند، نگاه آلوده و یا رفتار زننده با نامحرم دارند، این بی‌حیایی آن‌ها تأثیر منفی بر اطرافیان و به خصوص فرزندان آن‌ها دارد.

دعا و توسل

هر وظیفه‌ای که بر دوشمان است را انجام دهیم، طبق اصول و آموزش‌ها عمل کنیم اما تأثیر و برکت را از پروردگار بخواهیم. او که رب عالمین است با لطف خود فرزند را به بهترین شکل تربیت خواهد کرد.

کار و تمرین:

به هر کدام از خصلت‌های بنیادی که اشاره شد دقت کنید، به رفتارهای فرزند خود توجه کنید و به هر کدام از این صفات در کودک خود نمره دهید. پایین‌ترین نمره مربوط به کدام خصلت است؟ در طی مدت زمان سه ماه آن صفت را در فرزند خود بهبود دهید. قبل از بهبود خصوصیتی در فرزند ابتدا آن را در خودتان ایجاد کنید و سپس با استفاده از راهکارها، بازی و داستان و خاطره آن را در فرزند خود ایجاد کنید.

 

اگر کودکی مورد تعرض جنسی قرار گرفت به او حس منفی ندهید و از او حمایت کنید. ارتباط شما با فرزند به گونه‌ای باشد که هر مشکلی را قبل از همه به شما بگوید. اگر کودک شما ترسیده یا احساسات منفی را تجربه می‌کند حتما با یک متخصص کودک ارتباط بگیرید و از او کمک و مشورت بخواهید. ضمنا بررسی کنید تعرض در چه فضا و مکانی اتفاق افتاده و آن‌ها را مدیریت کنید تا مجددا شرایط تکرار نشود. ارتباط فرزند خود را با فرد متعرض کاملا قطع کنید.

 

 

[1] دوره معجون خوشبختی در انتهای کتاب و در فصل قدم بعدی چیست معرفی شده است. جهت شرکت در این دوره ارزشمند با ما در ارتباط باشید.

[2] در کتاب دومم معجزه مسئولیت‌پذیری کامل در این مورد صحبت کرده‌ایم که چگونه فرزندانی مسئولیت‌پذیر تربیت کنید. جهت تهیه این کتاب ارزشمند با شماره 09105623985 در ارتباط باشید.

[3] برشی از کتاب ارزشمند بانوی خوشبخت، جهت تهیه این کتاب به شماره 09105623985 پیام ارسال فرمایید.

 

برشی از کتاب ارزشمند تربیت جنسی کودکان جهت تهیه کتاب مبلغ 168 هزار تومان + 50 هزار تومان هزینه ارسال به شماره کارت 5892101403205343 واریز و پس از ارسال فیش واریزی به شماره 09105623985 کتاب به آدرس شما ارسال خواهد شد.

مـطـالـب مـرتـبـط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *