اهمیت بازی در تربیت کودک چیست؟
قبل از اینکه وارد رشتۀ روانشناسی و دورههای بازیدرمانی شوم، همیشه به بازی بهعنوان سرگرمی و اتلافوقت نگاه میکردم و از آنجا که سعی میکردم آدم هدفمندی باشم، از هر نوع بازیای گریزان بودم. بعد از شرکت در دورههای بازیدرمانی تمام آنچه در ذهنم درمورد بازی ساخته بودم، به یکباره از میان رفت و حالا بازی با کودکان برای من فرصت دوستی و صمیمیت با آنهاست. فرصت محبت، توجه و عشقورزی است. فرصت شناخت و درک احساسات آنهاست و مهمترین مورد، فرصت تمرین زندگی آینده، مواجه شدن با مشکلات و آموزش نحوۀ حل آنهاست.
حالا دیگر عاشق بازی با بچهها و ورود به دنیای زیبای آنها هستم و این نکته که فرزندان ما هماکنون هم کامل و بینقص هستند، فقط کافیه اون قوۀ تعقل و تفکر درونی در آنها بیدار شود و آنوقت از ما خیلی باهوشتر و کاربلدترند.
ژان پیاژه یکی از مشهورترین نظریهپردازان در زمینۀ روانشناسی کودک است. بر اساس عقاید او تمرین نقشهای اجتماعی آگاهی از این نقشها و رشد ارزشهای اخلاقی با بازی هم بستگی دارد. بازی میتواند بهعنوان یک عامل قوی اجتماعی شدن در زندگی کودکان به کار گرفته شود. در بازی کودک احساسات درونی خود را بدون اراده ابراز میکند و نقشهایی را به خود میگیرد که در همان لحظه در هنگام بازی و نیز در دنیای اجتماعی وسیعتر وجود دارد. ژان پیاژه بر این باور بود که بازی راهی است برای دسترسی به جهان بیرون و لمس آن، بهگونهای که با وضع کنونی فرد مطابقت داشته باشد. وی بازی را در رشد کودک نقشی اساسی میدانست. از نظر او فعالیتی بازی است که دارای هدف خارجی نباشد و کاملاً اختیاری و لذتبخش باشد و در عین حال سازماندهی نداشته و از هرگونه پرخاشگری به دور باشد. بازی با تولد کودک آغاز میشود. کودک در اوایل تولد و همزمان با سازگاری با محیط نوین، حرکات غیرارادی میکند. این حرکات ابتدا برای کودک معنا و مفهومی ندارد. هماهنگی کودک با محیط و رشد همهجانبۀ او سبب میشود تا حرکات غیرارادی بهمرور به شکل تقلید از صداها و حرکات اشخاص بهویژه مادر ظاهر شود. اینکه کودک چگونه بازی میکند و چه نوع بازیای میکند تا حد زیادی بستگی به سن و نحوۀ تکامل خود دارد. بازیها با توجه به محتوای آنها تمایلات و گرایشهای کودک نشئت گرفته از اوضاع و احوال درونی اوست و بر اساس نگرش متفاوت است. از نگاهی بازی میتواند آشکارکنندۀ احساسات درونی کودک باشد. مثلاً اگر کودکی تنبیه شده باشد، ممکن است عروسک خود را کتک بزند یا با خرس کوچولوی خود اوقاتتلخی کند یا کودکی که دارویی را با اکراه نوشیده است، بهطور نمادین دارو را به عروسکش میخوراند و دربارۀ مزایای دارو با عروسک خود سخن میگوید. کودکان ممکن است نتوانند احساسات خود را بهوسیلۀ کلمات بیان کنند، اما از طریق بازی میتوانند احساسات و ناکامیهای خود را نشان دهند. به این صورت میتوان اوضاع و احوال درونی کودکان را تفسیر کرد. کودکان بهوسیلۀ بازی راههای ارتباطی با دیگران را میآموزند و مهارتهای اجتماعی و زبانی را فرامیگیرند. از طریق بازی میشود خلاقیت و ابراز وجود را در کودکان تقویت کرد و نیز کودکان میتوانند با بازی هیجان، انرژی خود را تخلیه کنند. بازی در رشد صحیح مغز و نیز شکوفایی قدرت خلاقیت و شکلگیری مهارتهای فیزیکی، عاطفی و شناختی نقش بسیار مهمی دارد. بازی در کودکان و نوجوانان نیازی اساسی برای رشد و سلامت جسمانی، شناختی، اجتماعی و عاطفی محسوب میشود. بازی کودک را برای رویارویی با زندگی در آینده آماده میکند. ممانعت از بازیِ کودک نیز میتواند آسیبهایی را وارد کند؛ چه بسا محدود کردن و بازداری کودک از انجام بازیهایی که به آن علاقه دارد، میتواند مسیر رشد کودک را مختل سازد. در مقابل بازی با کودک فواید بسیاری دارد که از جملۀ مهمترین آنها میتوان به شکلگیری و بهبود رابطۀ عاطفی میان والدین و فرزندان اشاره کرد. بازی به کودک اجازه میدهد که از قدرت تخیل خود بهره ببرد و در این میان بسیاری از استعدادهای نهفتۀ او شکوفا میشود. کودک در بازی احساساتش را بهراحتی بروز میدهد و سبب تقویت یادگیری کودک در سایر زمینهها میشود. اگر کودکی به هر علتی از بازی محروم شود، سبب افزایش رفتارهای خشونتآمیز و ضداجتماعی در وی میشود و نیز ممکن است باعث افسردگی کودکان به احساسات سرکوبشده در آن شود. این محرومیت از بازی باعث عدمرشد کافی در سیستم اعصاب مرکزی و همچنین کاهش عملکرد در نواحی خاص مغز (در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد) میشود.
برشی از کتاب ارزشمند «هر مهارت، یک بازی جادویی» جهت تهیه کتاب مبلغ 138 هزار تومان + 50 هزار تومان هزینه ارسال به شماره کارت 5892101403205343 واریز و پس از ارسال فیش واریزی به شماره 09105623985 کتاب به آدرس شما ارسال خواهد شد.
